السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
451
تفسير الميزان ( فارسي )
عصر و تاريخ بودهاند . تا آنكه دوره خلافت عثمان رسيد ، و عثمان با آن همه سر و صدايى كه عليهش به پا شد ، و شورشى كه مردم بر او كردند هيچ كارى از پيش نبرد و تنها توفيقى كه يافت اين بود كه قرآنهاى متعددى كه بين مردم بود جمع آورى نموده و منحصر در يك نسخه كرد . و امر به همين منوال بود تا زمان خلافت على ( ع ) رسيد ، تمام ايام خلافت آن حضرت نيز به اصلاح مفاسد دوره هاى قبلى و به حل اختلافات داخلى و به اداره جنگهاى پى در پى و ناشى از آن اختلافها سپرى شد . چيزى كه هست آن جناب با همه آن گرفتاريها توانست كليات علم نحو را تدوين نموده و به يكى از صحابه اش بنام ابو الاسود دوئلى دستور دهد تمامى جزئيات قواعد نحو را گرد آورد ، و ديگر در ساير علوم نتوانست قدمى بر دارد ، جز اينكه خطبه ها و احاديثى براى مردم القاء كرد كه در آنها مواد اوليه معارف دينى و اسرار نفيس قرآنى بطور جامع نهفته بود ، البته بحثهايى كلامى نيز داشته كه در جوامع حديث ضبط شده . در خصوص قرآن و حديث امر به همان منوال بود تا دوران سلطنت بنى اميه سپرى شد ، و عباسىها روى كار آمدند ، و خلاصه تا اوائل قرن چهارم از هجرت كه تقريبا آخر دوران زندگى ائمه اثنى عشر شيعه بود حادثه مهمى در طريق بحث از قرآن و حديث رخ نداد ، غير از آن رفتارى كه معاويه در خاموش كردن نور اهل بيت ( ع ) و محو آثار آنان داشت و به اين منظور دستور داد افرادى ( بيشمار در مذمت اهل بيت و فضائل خود او و همدستانش ) احاديثى جعل كنند ، حادثه ديگر اينكه در اين عهد حكومت دينى به سلطنت استبدادى و سنت اسلامى به سيطره امپراطورى مبدل شد ، حادثه سوم اين بود كه در عهد حكومت عمر بن عبد العزيز و از ناحيه وى دستور صادر شد كه احاديث در مجموعه اى نوشته شود و اين اولين بارى است كه احاديث نوشته مىشود ، چون تا آن روز احاديث به روى كاغذ نيامده بود ، و تنها در حافظه اشخاص ضبط مىشد . و در اين برهه از زمان ، ادبيات زبان عرب به منتهى درجه رواجش رسيد كه آغاز آن در زمان معاويه بود ، چون او بسيار اصرار داشت كه شعر را ترويج كند ، بعد از او ساير پادشاهان اموى و عباسى نيز اين روش را دنبال كردند و ترويج شعر تا به آنجا رسيد كه در برابر يك شعر زيبا و يا يك نكته ادبى ، صدها هزار دينار جائزه مىدادند و مردم يكسره به سوى سرودن شعر و روايت شعر و اخبار عرب و تاريخ آن روى آوردند ، و از اين راه اموال بسيار هنگفتى به چنگ مىآوردند ، منظور اين پادشاهان از ترويج شعر ، تحكيم موقعيت خودشان بود . اموىها